نام امیرالمومنین علی(علیه السلام)

 پر بود تمام شعر از غم! از عشق
 وقتی غزلی سروده بودم از عشق
 این بار فقط  نام  علی(ع)  را  بردم
 کز عقل سروده باشم و هم از عشق

هر چند رباعی اش بنامیم ولی
در قدر    بلند   او   نیارد  خللی
در معنی خود نداشت کم از غزلی
گر بود تمام شعر یک یاد علی(ع)

 

میلاد امیرالمومنین(ع) و روز پدر را پیشاپیش به همه شما تبریک می گویم.

پ.ن.: البته روز شوهر!!!

/ 7 نظر / 7 بازدید
یوسف شیردژم

سلام بر شما هر دو زیبا بودند و بیت دوم رباعی دوم هم زیباتر با غزلی به روزم: " حادثه ی عشق " برقرار باشید

گمشده

سم رب الزهرا والشهداوالصدیقین..... سلام.... برای آغاز: گفتم:خسته ام گفت:از رحمت خدا ناامید مشوید(زمر/۵٣) گفتم:انگار،مرا فراموش کرده ای! گفت:مرا یاد کنید تا یاد شما باشم(بقره/١۵٢) گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم! گفت:من که نزدیکم(بقره/١٨۶) گفتم:با این همه گناه...آخر چه کاری می توانم بکنم؟ گفت:مگر نمی دانید خداست که توبه را از بندگانش قبول می کند(توبه/١٠۴) گفتم:دیگر روی توبه ندارم گفت:(ولی)خدا عزیز و داناست،او آمرزنده ی گناهان و پذیرنده ی توبه است٠غافر/٢-٣) گفتم:با این همه گناه برای کدام گناهم توبه کنم؟ گفت:خدا همه گناه ها را می بخشد(زمر/۵٣) نا خواسته گفتم:الهی و ربی من لی غیرک گفت:خدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر/٣۶) گفتم:هیچ کسی نمی داند درون دلم چه می گذرد! گفت:خدا حائل هست بین انسان و قلبش!(انفال/٢۴) گفتم:غیر از تو کسی را ندارم گفت:ما از گ گردن با انسان نزدیکتریم(ق/١۶) گفتم:............ گفت:..................... . . سلام خوشحال میشم توافتتاحیه ی وبلاگم تشریف بیارید[گل]

گمشده

سم رب الزهرا والشهداوالصدیقین..... سلام.... برای آغاز: گفتم:خسته ام گفت:از رحمت خدا ناامید مشوید(زمر/۵٣) گفتم:انگار،مرا فراموش کرده ای! گفت:مرا یاد کنید تا یاد شما باشم(بقره/١۵٢) گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم! گفت:من که نزدیکم(بقره/١٨۶) گفتم:با این همه گناه...آخر چه کاری می توانم بکنم؟ گفت:مگر نمی دانید خداست که توبه را از بندگانش قبول می کند(توبه/١٠۴) گفتم:دیگر روی توبه ندارم گفت:(ولی)خدا عزیز و داناست،او آمرزنده ی گناهان و پذیرنده ی توبه است٠غافر/٢-٣) گفتم:با این همه گناه برای کدام گناهم توبه کنم؟ گفت:خدا همه گناه ها را می بخشد(زمر/۵٣) نا خواسته گفتم:الهی و ربی من لی غیرک گفت:خدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر/٣۶) گفتم:هیچ کسی نمی داند درون دلم چه می گذرد! گفت:خدا حائل هست بین انسان و قلبش!(انفال/٢۴) گفتم:غیر از تو کسی را ندارم گفت:ما از گ گردن با انسان نزدیکتریم(ق/١۶) گفتم:............ گفت:..................... . . سلام خوشحال میشم توافتتاحیه ی وبلاگم تشریف بیارید[گل][گل]

روستا

سلام مصرع چهارم رباعی اول ضعف تالیف دارد چون می خواهید بگویید که هم از عقل گفته باشم و هم از عشق رباعی دوم خوب ست اما جوری ست که آدم فکر می کند مولا را میخواهید رباعی بنامید یا غزل تازه مگر رباعی کمتر از غزل ست؟؟ فکر کنم فقط اندازه شان باهم فرق دارد...

وحید مصلحی

سلام دوست من از اینکه اومدید و خوندی شعرهارو ممنون اما یه سوال چرا تو نظرت گفتی که میخای شخصیت شاعر رو بشناسی شما بهتره کارو بخونید و دنبال شخصیت شناسی نباشی . خودم از قصد این اشعارو کنار هم گذاشتم که بعضی حقایق زندگی کنار هم باشند به نظرم از اسم وبلاگم مشخصه که اینجا چی توش نوشته میشه در ضمن بهتر دنبال تفتیش عقاید نباشیم موفق باشید دوست مومن من

یوسف شیردژم

سلام بر شما با غزلی به روزم : " چشم انتظاری " برقرار باشید